بوردا – گروه بین المللی: گزارش روابط تهران – اروپا در چهارده سال گذشته پیوندی از رویارویی و تعامل دارد. این روابط همیشه تابعی از سه متغیر اصلی بوده است: اول ؛ اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی و موقعیت انقلابی آن در جهت ساخت و کار کردن سیستم بین المللی. دوم: کیفیت و کمیت روابط تهران و آندینگتون. سوم ملیت اروپایی با واشنگتن و تل آویو در سایت هایی که انتظار داشتند تهران نقش مستقلی در اقیانوس اطلس داشته باشد.
Jalal Handy – ویرایشگر:اختلافات اروپایی – تهران به طور سنتی در موارد زیر خلاصه می شود: ظرفیت موشکی ؛ در شرق رویکرد سیاست خارجی در تهران ، روابط اروپایی با دشمنان و رقبا ایران ، تروریسم ، امنیت حمل و نقل در خلیج فارس و یک تنگه هورمون و همچنین حقوق بشر. این اختلافات همیشه در زمینه “رویارویی – تعامل” مناسب بوده و هرگز قادر نبودند ، اما روابط بر اساس خودشان بود. نکته مهم این است که اروپا اکنون در روشهای سنتی تعامل جایگزین “اجبار” دیپلماتیک مختلف شده است. “و از همه مهمتر ، اروپا در حال حاضر به دنبال نشان دادن شخصیت خوب پلیس در نقش موازی واشنگتن علیه تهران بوده است ، اما اکنون اصرار دارد که” اجبار “که واشنگتن اصرار دارد که تهران را مجبور کند آن را مجبور کند. بنابراین اگر در حال حاضر امکان تشخیص بین هر دو طرف اقیانوس آتلانتیک در برابر ایران وجود دارد ، این دو نفر اکنون صدای مشترک دارند و ترانه های مشترک دارند.
روز سه شنبه (6 اوت) ، معاون وزیران خارجی در ایران و Troika اروپا در استانبول نمی توانست خارج از پایگاه باشد که در تعامل های جدید شکل گرفته است. این همان قانونی است که در آخرین جلسه دو طرف در اجلاس استانبول منعکس شد. مشکل اصلی این نوع گفتگو ، بر خلاف گذشته ، با “ارعاب و تهدید” علیه تهران آمیخته است ، اکنون فقط طرف “برجسته” طرف “برجسته” را در “تهدید به اجرای سیستم ماشه” و اشاره به درگیری های هسته ای به شورای امنیت سازمان ملل برجسته می کند. اهمیت اساسی این رویکرد – که تهران به درستی درک کرده است – تلاشی است که اروپا می خواهد تهران را در مورد سرنوشت اختلافات خود با غرب اشتباه بگیرد. از نظر تهران و بیشتر ناظران ، این رویکرد نمی تواند به دو طرف “نقطه تعادل” در دستیابی به “توافق” یا “تعامل ساختمان” و مفید نزدیک شود. به گفته تهران ، تلاش های اروپا برای همپوشانی با سیاست های واشنگتن ، و البته تل آویو ، این ایده را در جامعه بین المللی تحریک می کند که مواضع تهران تابعی از تعصب و نابرابری است. در حالی که شما انتظار این را دارید ؛ با نگاهی به تجربه اخیر در مذاکرات جنگ اوکراین و نحوه بازی دولت دونالد ترامپ مستقل و بر اساس امنیت.
اگر اروپا واقعاً به دنبال دستیابی به توافق با تهران باشد ، این امر مستلزم رویکرد “کارگردانی” به مکالمات است. این رویکرد دارای دو ویژگی است. “finfit” و در عین حال “شناخت سیاسی” را برای هر حزب در فایده گرایی محاسبه کنید. در این حالت ، طرفین می توانند با محاسبه و چانه زنی سود ، ضرر و زیان خود به “نقطه تعادل” دست یابند. انتخاب رویکرد “مبتنی بر قدرت” و بیان میل به “قدرت جامد” به معنای ورود به چالش است که به همه طرفین آسیب می رساند. واشنگتن اروپا در سه ابزار علیه تهران است. یعنی حداکثر فشار ، تهدید برای اجرای سیستم ماشه و تهدیدات نظامی فقط منجر به تشدید بحران و مکالمات ناکافی مانند اجلاس استانبول می شود. نمی توان از موقعیت های متوسط در تهران انتظار داشت. با این حال ، هیچ نکته بزرگی را ارائه نمی دهد.
این نمونه ای در بین مفسران ورزش فوتبال است که بازی هنوز به پایان نرسیده است. نیمه دوم قادر به بازیگران و مربیان است. اکنون اروپا و تهران باید در نیمه دوم بازی تصمیم بگیرند. اگرچه در مورد گفتگو در روابط تهران -اروپ خوش بین نیست ، علی رغم رویارویی و تعامل در روابط اروپایی ، اما دیپلماسی همچنان می تواند در نظر بگیرد. کار ویژه دیپلماسی “ممکن” برای “غیرممکن” است. مگر اینکه وصیت نامه ها دستور کار دیگری داشته باشند.
پایان پیام
